#انتخاب_من_پارت_103
محمد علي : در هر صورت تحقيقات ما ادامه داره. بهتره بريم سراغ سوال بعد
: اوکي بريم سوال بعدي
محمدعلي : شما 3سال پيش به مدت 7ماه غيب شده بوديد. و ملک راستين گفته که شما خارج از کشور بوديد اما ما تحقيق کرديم و فهميدم شما اصلا از ايران خارج نشديد. ميشه بگيد کجا بوديد.
نفسام تند شده بود. ضربان قلبم تند تر. اشکام بازم هوس سرسربازي داشتن اين چند وقته بدجور فشار بهم امده بود
گوشه مانتو مو با دستم مچاله کردم
::اره من ايران بودم. و تا حالا از ايران خارج نشدم.
محمدعلي: پس چرا ملک راستين اينو دروغ رو گفتن. شما کجا بوديد.
حالم داشت بد ميشد دوباره اون خاطرات کوفتي داشت برايم زنده ميشد. کتنرل صدايم دست خودم نبود
:ميخواهي بدوني کجا بودم چرا اونجا بودم. من تيمارستان بودم. بخاطر بلاي که ملک سر اورد. ملک زندگيمو نابود کرد منو به جنون کشوند. وقتي شاهين وارد زندگيم شد رو ابرا بودم فکر ميکردم امده تا منو از اين باتلاق نجات بده، اما اون مهره ي ملک بود، امده بود تا منو توي يه باتلاق ديگه غرق کنه. شاهين بخاطر نجات خواهرش. دخترونه بودن منو از بين برد. هنوز صدا جيغام تو گوشمه . با خودم ميگفتم شاهين در حقم بد کرده اما با ازدواج با من جبران ميکنه، اين نامردي رو، منو شاهين به هم محرم بوديم اما اجازه نداشت بهم نزديک بشه.وقتي اون پي ام امد برام دنيام نابود شد. هنوز حفظ هستم بداز سه سال اون متنرو ، برام نوشت مهديه جان منو ببخش من بايد برم از اول هم دوستت نداشتم فقط ميخواستمت واسه يه شب اما تو پا نميدادي و همه چيز رو جدي گرفتي کم کم برا منم جدي شد فکر کردم اگه باهات باشم رابطمون جدي تر ميشه اما دلمو زدي. مهديه فراموشم کن ديگه دوستتت ندارم. حق داري ازم متنفر باشي اما ببخش منو فراموشم کن. دنيااي دور سرم چرخيد نابود شدم نابود. وقتي عروسيم بهم خورد همه منو مقصر ميدونستن ميگفتن تو يه کاري کردي که پسر رو فراري دادي . من حتي جرات خودکشي هم نداشتم. دوماه گذشته بود از اون عذاب. تا اينکه
يه نور اميد از طرف خدا مهمون من شد ، زندگي به رويم لبخند زد خوشحال شدم. از اين مهمون جديد از اين ستاره ي اسموني. نميخواست کسي چيزي بفهمه چون ميترسيدم ازم بگيرنش. اما ملک شک کرد و اين اغاز نابودي بود. اون روز پشت در اتاقش گوش واستاده بودم و صداي حرف زدن ملک رو شنديدم
داشته دستور قتل داداش و زن داداشمو ميداد صداي طرف رو ايفون بود با گوشي صداشو ضبط کردم
ملک : بين مرادي کارت خيلي اسونه پولش خيلي زياد
مرادي: خانم خودتون ميدونيد من به پول نياز دارم بشدت. حتي حاظرم کار خلاف هم انجام بدم. اما من بايد زنمو عمل کنم.
ملک : نه تنها زنتو عمل ميکني بلکه يه خونه شيک هم ميتوني بخري. بچه هاتو هم ميتوني ببري بهترين مدرسه. يه ماشين خوشگل هم بندازي زير پات.
مرادي : باشه خانم کارتون رو بگيد
ملک : بين فقط بايد دو روز ديگه با ماشينت تو جاده شيراز بزني به يه ماشين ديگه همين.
مرادي : اگه بميرن که من ميافتم زندان پول ديه ي رو از کجا بيارم.
ملک : تو بزن. ديه رو خودم از طرفت پرداخت ميکنم. الان هم ميدم بچه هاا برات پولتو بيارن .
مرادي: چشم خانم. فقط خانواده ام چي
ملک :نگران خانواده ات هم نباش توي چند روزي که زندان هستي من مراقبشون هستم
مرادي : خانم مشخصات ماشين چيه؟
romangram.com | @romangram_com