#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_97
-چی نمی خوای؟
-خودم عوض می کنم!
عصبی نگاهش کردم:
-تو الان جون بلند شدن نداری.حالت خوب نیست!
-خیلیم خوبم،من هیچیم نیست!
و به سختی نشست.آخه دختر تو چرا انقدر لجبازی؟هی می گم مریضه کاریش نداشته باشم، هی دارم مراعاتشو می کنم، ای بابا!هولش دادم و با وجود مقاومتش خوابوندمش رو تخت:
-همین که من گفتم ،رو حرفم حرف نمی زنی.
-نمی خوا...
-نیاز اعصابمو خورد نکن.
-تو که اعصابت همیشه ی خدا خورده.
از حرفش شوکه شدم چشماش بسته بود .یعنی داشت هذیون می گفت؟صد در صد این بود ،وگرنه کلشو می کندم.=
-کمتر چرت و پرت بگو!
romangram.com | @romangram_com