#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_90


-چیزیش نیست که!

-اما عمه...

با دیدن نازگل و بقیه خدمتکارا سری تکون دادم و گفتم:

-باید باهاتون حرف بزنم.

و خودم جلوتر به سمت اتاق ناهار خوری رفتم.با بسته شدن در بی معطلی گفتم:

-عمه اون دختر قبل از هرچیزی آدمه.

پوزخندی زد و گفت:

-واسه من که اینطور نیست!

-عمه یه چیزی می گیدا.نفرت نباید انقدر جلو چشمتون رو بگیره که جون یه آدم واستون مهم نباشه.

با حفظ همون پوزخند گفت:

-چه فرقی به حال تو داره؟تو که همیشه با همه اینطور رفتار می کنی.

با عصبانیت گفتم:

romangram.com | @romangram_com