#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_81
انقدر صدام گرفته بود که خودمم تعجب کردم نازگل سراسیمه پله ها رو بالا اومد و گفت:
-جانم خانوم چیزی شده؟
-بیا این وسایل رو ببر پایین.
با شرمندگی سرشو انداخت پایین و گفت:
-خانوم نمی شه که...
-اه!
سبد لباسارو گذاشتم جلو پاش که صدای پرهام اومد:
-بگو لباسای منو جدا بشوره.
سبد لباسارو گذاشتم جلو پاش که صدای پرهام اومد:
-بگو لباسای منو جدا بشوره.
با حرص اداشو در آوردم و رو به نازگل که صورتشو چنگ می زد گفتم:
-شنیدی که !؟
romangram.com | @romangram_com