#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_383


تو فکر رفتم و آهسته گفتم:

-حق با توئه!اما چجوری؟الان زیاد علائمشو نداره ولی از یه ماه دیگه علائمش کم کم شروع میشه.چطوری میتونیم مخفیش کنیم؟تازه تغییرات جسمیشم به چشم میاد.

-تو به علائمش کاری نداشته باش خیرسرم دکترم میدونم باید چیکار کنم.راجب برآمدگی شکمشم راه زیاده ولی خب این یه دلیل میشه واسه اینکه زودتر مدارک رو پیدا کنیم.نباید بذاریم زیاد طول بکشه.

سرمو به معنای تایید تکون دادم.ادامه داد:

-میدونی از چی گیجم؟از اینکه همشون یه دستی دارن؛عمه،احمد،حسام،ولی نمی دونم نقش کدومشون پررنگ تره؟کی میخواد شما رو نابود کنه؟اینو نمیدونم و داره اذیت میکنه!

سمتش برگشتم و گفتم:

-موافقی باید جای دکتر کارآگاه می شدی؟

خیلی جدی گفت:

-آره ولی پوآرو حقمو خورد!

خندیدم و گفتم:

-کوفت!تو هیچ رقمه آدم نمیشی!

نگاه عاقل اندر سفیهی بهم انداخت و گفت:

romangram.com | @romangram_com