#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_243
-تو چرا تا من یه حرف میزنم اخم می کنی؟
با همون اخم پرسیدم:
-تو چرا تو بدترین شرایط لبخند می زنی؟
لبخندش عمیقتر شد و گفت:
-هیچ شرایطی ارزش نداره آرامش رو از دیگران بگیری!
-بلا استثنا؟
تو چشمام نگاه کرد و با اطمینان گفت:
-بدون هیچ استثنایی!
ناخودآگاه اخمم باز شد.لبخند پهنی صورتشو گرفت.نفس عمیقی کشیدم.چرا یهو آروم شدم؟دلم می خواست عصبی باشم.آروم گفتم:
-عارف یه سری مدارک اینجا قایم کرده.
با تعجب نگاهم کرد و گفت:
-امکان نداره.،عارف از وجود اینجا خبر نداشت!
romangram.com | @romangram_com