#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_220
-اونوقت از کی رفتی عمارتتون؟
-از وقتی رفتم بیرون.
سرشو به علامت فهمیدن تکون داد و گفت:
-آهان!بعد کجاهای خونه رفتی؟
فکری کردم.آخرین بار خونه سوخته رو وقتی دیدم که با عارف داشتیم سمت بیمارستان می رفتیم.ساختمونش سیاه بود اما از بین نرفته بود.سریع گفتم:
-اتاق خوابم!
-بعد چقدر اونجا موندی؟تو اتاق خوابت!
-تاهمین الان!
بازم سرشو بالا و پایین کرد و گفت:
-جالبه پس حتما اونجا منم دیدی.
گیج نگاهش کردم.چهره خونسردش رنگ عصبانیت گرفت و با صدای دورگه ای گفت:
-من خرم؟
romangram.com | @romangram_com