#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_124
-یعنی سرما خوردم بعد تب کردم.
با خنده اخمی کرد و گفت:
-باز رفتی زیر اب سرد؟آخه دختر دیگه پاییزه.این آب سرد چی داره؟
انقد تو فکر حرفای قبلیش بودم که بازم گیج گفتم:
-هیچی!
با سر به عارف اشاره کرد که بره بیرون.منو نشوند رو تخت و گفت:
-نیاز گیج نباش الان همه چیو برات تعریف می کنمفقط...
کنجکاو نگاش کردم:
-فقط؟
نگران نگاهی بهم انداخت و گفت:
-قول بده بابات همونی بمونی برات که همیشه بود.
تعجب کردم.آروم شروع کرد به حرف زدن:
romangram.com | @romangram_com