#دزد_قلبم_پارت_400
از پشت در کنار رفتم و درو باز کردم
پرهام با نگرانی نگام کرد و من با اشک
-خوبی؟
پوزخندی زدم:به نظرت خوبم؟ کجای من به آدمای خوب میخوره؟
با کلافگی نگام کرد که ادامه دادم:دارم دق میکنم از نبود خواهرم میفهمی؟ دق میکنم
-حاضر شو بیا پایین
با تعجب نگاش کردم که گفت:منتظرتم
و به سمت اتاقش رفت
هومن:
با صدای جیغ شکوفه از جا پریدم
خواستم به سمت بالا برم که بنفشه نذاشت
-کجا میری؟
romangram.com | @romangram_com