#دزد_قلبم_پارت_390

-تو که راس میگی

-باور کن

-آره جون خودت فکر نکن اونشب ندیدمتون

هول شدم:ک....کدوم شب؟

خندید و کشدار گفت:هموووون شب

جیغ زدم:احسان

خنده ای کرد:مرض منو کشتی تو این یه هفته با این جیغات اه اه دختر انقدر لوس

بعد بدون توجه به دهن باز شده ی من به آشپزخونه رفت

خدایا چه جونوری خلق کردی؟

بعد از نیم ساعت صدام کرد واسه ناهار

رفتم تو آشپزخونه و پشت میز نشستم

به به قیمه درست کرده بود

romangram.com | @romangram_com