#دزد_قلبم_پارت_370
هومن حیرت زده و پرهام شوکه نگام کردن
از جام بلند شدم:کاری به احسان و شما ندارم خودم دنبال ارغوان میگردم
و سریع به اتاقم رفتم
هومن:
باورم نمیشه
این امکان نداره
مواد؟؟؟
با تعجب به پرهام نگاه کردم اونم وضعش بدتر از من بود
من فکر میکردم فقط دزدی بوده ولی الان......
پرهام پوزخندی زد:مواد؟ جالبه
از جام بلند شدم و خواستم برم سمت اتاقم که همزمان شکوفه حاضر و آماده اومد پایین
با اخم نگاش کردم:کجا به سلامتی؟
romangram.com | @romangram_com