#دزد_قلبم_پارت_352

-یعنی همین که گفتم ارغوان فردا راس ساعت 7 اینجایی کاری نکن بقیه بهت شک کنن تابلو بازی هم در نیار

-باشه

-گوشی رو بده هومن

گوشی رو به هومن دادم و به حرف احسان فکر کردم

پرهام:

بعد اینکه هومن تماس رو قطع کرد همگی به ارغوان نگاه کردیم که سریع گفت:میخواست ببینه آماده هستم یا نه

با اخم گفتم:آماده هم باشی من نمیذارم

شکوفه با گیجی پرسید:یکی به منم بگه اینجا چه خبره

به شکوفه نگاه کردم:هیچی فقط این خانوم هوس هیجان کرده

شکوفه به ارغوان نگاه کرد:یعنی چی؟

ارغوان لبخندی زد:میخوام برگردم پیش سعیدی

هومن و شکوفه هردو داد زدن:چی؟

romangram.com | @romangram_com