#دزد_قلبم_پارت_324

بعد از اتمام شام دوباره به سالن اصلی برگشتیم

دوباره صدای آهنگ همه جا رو پر کرد

مشغول دید زدن اطراف بودم که دیدم احسان از جاش بلند شد و به سمت ارغوان رفت

با کنجکاوی نگاش میکردم که خم شد و به ارغوان پیشنهاد رقص داد

ارغوان هم با لبخند قبول کرد

لبخندی زدم و سرمو چرخوندم که با پرهام فوق العاده عصبانی مواجه شدم

با اخم زل زده بود با احسان و ارغوان

متوجه نگاهم که شد لبخند کمرنگی به صورت متعجبم زد و سریع به سمت حیاط رفت

شکوفه:

با لبخند بدجنسی حرکات پرهام رو زیر نظر گرفته بودم وقتی که رفت تو حیاط ناخودآگاه زدم زیر خنده

مشغول خندیدن بودم که سنگینی نگاهی رو حس کردم

سرمو بالا آوردم و نگام با نگاه خیره ی هومن تصادف کرد

romangram.com | @romangram_com