#دزد_قلبم_پارت_318

-همه جات

-شما خیلی غول تشریف داری به من چه

نگام کرد و با خنده گفت:کم نیاری یه وقت؟

-نه نگران نباشید حالا حالاها تو آستینم دارم

سرشو تکون داد

یه چیزی این چند وقت ذهنمو درگیر کرده بود باید از احسان هم کمک میگرفتم بخاطر همین صداش زدم:آقا احسان

نگام کرد و گفت:با من راحت باش همون احسان کافیه

چشمی گفتم که پرسید:خوب حالا چی میخواستی بگی؟

-راستش میخواستم بدونم تونستی هویت اون آدم رباها رو پیدا کنی؟

با تعجب گفت:چطور؟

لبخندی زدم:هیچی همینجوری خواستم بدونم فقط

-خوب هنوز نه ما فقط یه اسم ازش داریم

romangram.com | @romangram_com