#دزد_قلبم_پارت_312

کت و شلوار سرمه ای رنگی به تن داشت با پیراهن سفید و کراوات سورمه ای

موهاشم رو به بالا داده بود

اعتراف میکنم جذاب بود خیلیم جذاب بود

نگاه همه ی دخترا روش بود

آهی کشیدم که توجهش به سمتم جلب شد:چیزی شده؟

لبخندی زدم:نه

کمرم و فشار داد که اخم کردم:چه خبرته؟

لبخندی زد و دوباره فشار داد

راوی:

مرد به متین نگاه کرد:چی شد گفتی؟

-بله قربان گفتم

-خوب؟

romangram.com | @romangram_com