#دزد_قلبم_پارت_310
شروین دست یکی از دخترا رو گرفته بود و باهاش میرقصید
شیدا هم طی یه حرکت ارغوان و شکوفه رو بلند کرد و بزور بردشون وسط
شکوفه:
مشغول رقص بودیم
به شیدا نگاه کردم خیلی خوشگل شده بود
لباس دکلته ی بلندی به تن داشت که ساتن سفید بود و روش یه پارچه ی مشکی کشیده شده بود و گلهای زیبایی رو ساخته بود
یکمی با شیدا رقصیدیم و رفتیم سرجامون نشستیم
خدمتکار سینی رو جلومون گرفت
من سریع رد کردم
ارغوان هم همینطور
بی حوصله نشسته بودم و اطرافمو نگاه میکردم که دستی جلوم دراز شد
متعجب به هومن نگاه کردم که گفت:افتخار یه دور رقص رو بهم میدی خانوم؟
romangram.com | @romangram_com