#دزد_قلبم_پارت_299
ارغوان با تعجب گفت:عمتون از کجا احسانو میشناسه؟
از آینه نگاهی بهش انداختم:چون همه ی فامیلا بجز عمه و دایی و احسان خارج از کشور هستن بخاطر همین وقتی مهمونی میگیریم سعی میکنیم همه دور هم باشیم بجز اون کلا طرف پدر و مادرم همه باهم رفت وآمد دارن
ارغوان سری تکون داد و چیزی نگفت
اینبار شکوفه پرسید:فقط همین تعداد مهمون هستن؟
هومن:نه دوستای عمه هم هستن
ارغوان:مناسبت این مهمونی چیه؟
من:تا اونجایی که خبر دارم عمه قصد کرده واسه شروین زن بگیره
شکوفه:با مهمونی؟
هومن:آره بیچاره عمه تا حالا همه راهی رو امتحان کرده ولی شروین قبول نکرده
ارغوان:حالا چه اصراری به زن گرفتن شروین دارن؟
من:بخاطر اینکه از نظر عمه داره پیر میشه
romangram.com | @romangram_com