#دزد_قلبم_پارت_292
نشستم رو مبل
شکوفه با ذوق نگام کرد
لبخندی زدم و گفتم:زودباشید آهنگ درخواستی
شکوفه کمی فکر کرد و گفت:خودتون چی بلدین؟
چشمامو بستم و شروع کردم به خوندن
راوی:
((کنار سیب و رازقی نشسته عطر عاشقی
من از تبار خستگی بی خبر از دلبستگی
عاااااشقم
ابر شدم صدا شدی
شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی
romangram.com | @romangram_com