#دزد_قلبم_پارت_286

پتو رو روش مرتب کردم

نگام به چشمای خیسش افتاد

معلوم بود تازه خوابش برده

با دستم اشکاشو پاک کردم و آروم روی موهای به رنگ شبشو بوسیدم

یهو مثه برق گرفته ها از جا پریدم

من...من چه غلطی کردم؟

به سرعت از اتاقش خارج شدم و به سمت اتاق خودم رفتم

شکوفه:

از حموم دراومدم و نگاهی به اطراف انداختم که کسی نباشه

هرچند بعید بود کسی این وقت صبح بلند بشه به خصوص که جمعه هم بود

رفتم سمت اتاقم و داخل شدم

بعد از خشک کردن موهام بستمشون و شال سبزی انداختم که به رنگ چشمام میومد

romangram.com | @romangram_com