#دزد_قلبم_پارت_275


-نه

هومن با جدیت گفت:دوست دخترمه

ارغوان و شکوفه با تعجب نگاش کردن

شروین با خنده گفت:کلک تو هم راه افتادیا

هومن خنده ای کرد و چیزی نگفت

ولی ارغوان و شکوفه هنوز هم متعجب بودن

شکوفه:

بعد از خوردن غذا و پرداخت صورتحساب از رستوران زدیم بیرون

همگی خسته بودیم

ایندفعه دیگه شیدا سوییچو داد به هومن و خودش رفت تو ماشین پرهام

من و ارغوان هم تو ماشین هومن نشستیم


romangram.com | @romangram_com