#دزد_قلبم_پارت_252

سری تکون دادم و به سمت اتاقم رفتم

شکوفه:

رو تختم دراز کشیده بودم که ارغوان وارد اتاقم شد

بالش رو به سمتش پرت کردم:یه وقت در نزنی

جاخالی داد و خندید:گمشو

اومد رو صندلی میز آرایش نشست و گفت:شکووو

نگاش کردم:چیه؟

-بی ذوق بگو جونم

خندیدم و گفتم:جونم

-حوصلم سر رفته

-به من چه

-خیلی خری

romangram.com | @romangram_com