#دزد_قلبم_پارت_223
سریع به سمت حیاط رفتم
ماشینو روشن کردم و منتظر پرهام شدم
بالاخره بعد از یه ربع پرهام اومد
در عقبو باز کرد و احسانو به صورت دراز کش گذاشت رو صندلی
خودشم سوار شد و گفت:زودباش هومن
درو با ریموت زدم و پامو رو گاز فشردم
بعد از نیم ساعت به بیمارستان رسیدیم
به سرعت پیاده شدیم و سریع احسانو بردیم داخل
یکساعتی میشد که اومده بودیم خونه
دکتر احسانو معاینه کرده بود و گفته بود حالش خوبه و با آزمایش مشخص شده بود که خونریزی داخلی نداره
یه سری دارو و پماد هم داد و گفت برای خوب شدن زخماشه
romangram.com | @romangram_com