#دزد_قلبم_پارت_198

-داشته باشه من میکشم

یهو چشماش شیطون شد و گفت:اگه دوس دارید به خودتون آسیب برسونید به من بگید من انجام میدم

لبخندی زدم و گفتم:چطوری؟

نخودی خندید و گفت:کاری نداره که خودم یه تنه کلی بلا سرتون میارم

فاصله رو کمتر کردم و بازوهاشو گرفتم و گفتم:میتونی؟

در حالیکه تقلا میکرد از دستم خلاص بشه گفت:چرا نمیتونم؟ خوبم میتونم

-جدی؟ نشونم بده ببینم

دست از تقلا برداشت و بهم نگاه کرد و گفت:نشون بدم؟

-آره نشون بده ببینم

لبخندی زد و گفت:باشه

دستاشو آورد بالا و گذاشت رو سینم

متعجب بهش نگاه کردم که لبخند زد و سرشو آورد جلوتر

romangram.com | @romangram_com