#دزد_قلبم_پارت_172
که من و ارغوان بهش خندیدیم
بعد از آماده شدن غذا میزو چیدیم
و پرهام و هومن رو صدا کردیم
اومدن و پشت میز نشستن
ریز ریز به هومن خندیدم
هنوز قهر بود انگار
متوجه خندم شد و بیشتر اخم کرد که منم بیشتر خندیدم که اونم خندش گرفت
و خندید
پرهام:
بعد از خوردن غذا تو هال نشسته بودیم که گوشی ارغوان زنگ خورد
با ترس به گوشیش نگاه کرد و جواب داد
متعجب داشتیم نگاش میکردیم که یهو صداش بلند شد:خیله خوب خیله خوب میام فقط کاری نکن
romangram.com | @romangram_com