#دزد_قلبم_پارت_170

-میگم همراهی کن میخوام یه دهن بخونم

شکوفه خندید و سری تکون داد

شروع کردم:واویلاااا لیلی دوست دارم خیییییلی واویلاااا لیلی دوووست دارم خیییلی تو لیلی من مجنون تو شادی من دلخون ز خیمه ی قلبت مرا نکن بیروووون مبادا یک شب مال کسی باشی مبادا یک شب در هوسی باااشی حالااااابیااااااا

شکوفه هم گاهی دست میزد گاهی هوو میکشید گاهی بشکن میزد و سرشو تکون میداد

تو اوج حس بودیم که با صدای خنده ی د نفر برگشتیم

پرهام و هومن به اپن تکیه داده بودن و بهمون میخندیدن

هم خجالت میکشیدم که ما رو دیدن

هم خوشحال بودم که ناراحتیشون تا حدی برطرف شده

شکوفه:

پرهام و هومن بعد از خندیدن وارد آشپزخونه شدن

هومن با شیطنت گفت: به به خواننده های عزیز تروخدا به من یه امضا بدید من کشته مرده شمام

با ارغوان خندیدیم و مشغول کارمون شدیم

romangram.com | @romangram_com