#دزد_قلبم_پارت_143
کمی به سمت پایین خم شد و بعد از چند لحظه وارد حیاط شد
آروم پشت یکی از درختا پناه گرفت تا جسی متوجه حضورش نشه
مطمئن بود که زنجیرشو باز کردن
در دل به پرهام فحش داد
آروم و با احتیاط به سمت پنجره رفت و به داخل نگاه کرد
لبخند پلیدی زد و زمزمه کرد:جمعتونم که جمعه
دوربین عکاسی رو بیرون آورد
زمان حال
ارغوان:
با دستای لرزون شماره ی پرهام و گرفتم
بعد از چند بوق جواب داد:چیه؟
romangram.com | @romangram_com