#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_90
مریم:نههههههههههههههههههههه
تینا:آرهههههههههههههههه
فاطی:نهههههههههه
تینا:دردو نه خل و چلا
فاطمه:خب توچی گفتی
شماره مامانو دادم زنگ بزنن بیان
مریم:چی یعنی جوابت مثبته تو
نه بابا گفتم قصد ازدواج ندارم گفت یکم فکرکن شاید بیایم نظرت عوض شه منم شماره مامانو دادم ولی یه فکرا دارم براش خخ
فاطمه:نکنه میخای بلا به سرش بیاری
عه وا عشقم چطور فهمیدی
مریم:ما نشناسیمت باید بمیریم که
گناه داره پسرمردم
تا الان یه بند داشتین حرف میزدین بعد الان میگبن گناه داره اخه من با کدوم ساز برقصم
فاطی:میتونی با سنتوری گیتاری چیزی برقصی
میام میزنمتا
بریم دیرشد
بچه ها یه بند زیرگوشم ویزویز میکردن که گناه داره نکن بیا الان برو بهش بگو نه دیگ تومخم بودن
اخه عجیب بود هروقت کسی میومد خواستگاری من اذیتش میکردم این دوتا پایه بودن حتی بعضی وقتها خودشون نقشه میکشن و کمکم میکنن
با داد گفتم:وای بسه چتونه الان خیلی عجیبه که میگین نکن و گناه داره قبلا که خودتون نقشه میکشین الان چیشده
فاطمه:هیچی بخدا تی تی یهو دلمون سوخت
آها شما و دل سوختن آخه چیزی بگین باورم شه بریم دیگه
سوارماشین شدیم گازدادم تا خونه
رسیدیم خونه گوشیو برداشتم زنگ زدم مامانم
_سلام دخترم خوبی مادر
سلام مامانی خوبی همه خوبن
_آره خداروشکر سلام دارن
سلامت باشن مامان برا یه موضوعی زنگ زدم
_بله دیگ شما بخاطر ما زنگ نمیزنین که
عه مامان
_یامان بگو چیشده
راستش یکی ازم خواستگاری کرده منم شماره تورو دادم مامان
_کی خواستگاری کرده بعدشم تو که ازپسر جماعت بدت میومد چیشده الان شمارمو دادی که بیان
تودانشگاه بعدش گفتم قصد ازدواج ندارم خیلی سیرش بود گفت حالا قبول کنین بیایم شاید نظرتون عوض شد منم شمارتورو دادم
_چی توسرته تینا
چیزی توسرم نیست چون من کلاس دارم زنگ زدم بگم شما بیاین اینجا هوا هم میخورین
romangram.com | @romangraam