#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_80
بله استاد
استاد:خب چی هست
سوسک روصورتونه
تا اینو گفتم استاد یه جیغی کشید بالا وپایین میپرید بچه ها داشتن میمردن ازخنده
استاد وقتی فهمید سرکار ه صورتش ازعصبانیت سرخ شده بود
استاد:خانوم محمدی بیرونننننن هرچی سریع تر وقت کلاس و گرفتی
استاد جونم من محو خوشگلیت بودم اونم تقصیر من نبود پشتتون نگاه کنین سوسکه ومن انقد حواسم نبودم متوجه نشدم چی گفتم استاد فکر کرد دارم سرکارش میزارم بازبا آرامش برگشت وقتی دید سوسکه ایندفعه جیغ بلند کشید و گفت:کلاس تعطیله همگی بیرون
همه داشتن میخندیدن دوسه نفرمیگفتن دمت گرم
یه دختر امد سمتمون سلام بچه ها من زهرا هستم خوشبختم ازآشنایتون
ماهم یکی یکی خودمونو معرفی کردیم
زهرا:واقعا دمت گرم انقد بداخلاقه تو این چندوقت دیوونمون کرد
پس ثواب کردم خخ
زهرا:آره افرین
زهرا میای بریم سلف یه چی بخوریم
زهرا:پایتم فقط این دوتا دوستت همیشه آرومن
ن بابا به قیافه مظلومشون نگاه نکنا اینجور موقع ها من باید حرف بزنم اونا ساکت میشن وگرنه بیرون ببینشون دیوونه میشی
بچه ها یه چی بگین مگه لالین
مریم:سلام عزیزم
فاطمه:سلام زری جون
خسته نباشین فقط اینو بلدین بیاین بریم بابا مردم ازگشنگی
رفتیم توسلف نشستیم
زهرا:بچه ها چی میخورین بگین من برم سفارش بدم حالا که سرپام
هممون گفتیم چایی و کیک
زهرا:خب بچه ها ازخودتون بیشتربگین تا آشنا بشیم
خب من تینام 23سالمه و تهران زندگی میکنم و یه برادردارم
فاطمه: من فاطی 23سالمه منم تهران زندگی میکنم یه خواهر و برداردارم
مریم:من همسنم تینا اینام وخونمون چسبیده به خونشون و تک بچه ام
خب زهرا توبگو
زهراگفت: منم چندوقت دیگه میشم 23 همینجا زندگی میکنم دوتا داداش دارم
وقتی حرفامونو زدیم چاییمونو خوردیم
دومین درسی که کلاس داریم ریاضی
رفتیم سرکلاس خوشبختانه استاد نیومده بهتر البته ای کاش نیاد امروز
وسط کلاس جا بود نشستیم تا ببینیم استادمون کیه
سرم پایین بود تو گوشیم داشتم میچرخیدم که با صدای نه گفتن فاطی و مری سرمو بلند کردم
چشام درشت شده بود
romangram.com | @romangraam