#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_68
مریم:نه بابا نیست
رسیدیم جلو رستوزان هنوز نیومده
(خخ مثل اونسری فک میکردم نیومده اما امده بود من ندیده بودمش خخ)
دیدم یکی داره شیشه رو میزنه به آرتا خودمونه(چه مال خودم کردمش)
شیشه رو دادم پایین
سلام آقا آرتا خوب هستین
فاطی و مریم سلام کردن
آرتا:سلام خانوما من جلو میرم شما پشت من بیاین
تینا:باشه حتما
بچه ها حالا این آرتا جان رفت نظرتون چیه گازدبدیم بیافتیم جلوش خخ
مریم: آرتا جان چشمم روشن
مری این همه حرف زدم فقط جانشو شنیدی
فاطی:پایتیم برو
آهنگ و زیاد کردم گازدادم رفتم جلوش مارو که دید شیشه رو داد پایین
آرتا:تینا خانوم خوبه گفتم پشت من بیاین عجب شیطونین شماها
ازشما یادگرفتیم
آقا آرتا پایه مسابقه هستین
آرتا:بله که هستم
پس اون مغازه رو میبینی هرکی زودتر رسید برنده اس بازنده باید به بقیه غذا بده با قلیون ومخلفات (خخ)
البته براشما بدمیشه تا ما
آرتا:چرا اونوقت
با صدای بلند گفتم چون اگه من ببرم شما باید ما سه تارو باید ببری رستوران اما اگه شما ببری شما تنها حساب میشی
آرتا:عجب کلکی هستینا
ما اینیم با شمارش من حرکت میکنیم
1
2
3
حرکت
پامو فشار دادم رو گاز نزدیک بودم برسم که این پسره زد جلو نمیزارم برنده شه من جلوش درامدم ازپشت هرکار میکرد بره دست راست یا چپ من راه نمیدادم بهش وقتی رسیدم یه جیغ کشیدم
پیاده شدم گفتم دیدی آقا من بردم هیچ کس حریف من نمیشه
آرتا: خخ ازدست شماها سوارشین بریم دیرشد
سوارشدیم پشت ماشین آرتا حرکت میکردم همه خوشحال بودییم
فاطمه:افتخارمیکنم بهت عالی بود
مریم:مثل همیشه عالی
ممنون اازخواهرای گلم
romangram.com | @romangraam