#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_235


لباسامو پوشیدم نشستم روصندلی یکم کرم زدم یه خط چشم نازک کشیدم یکم ریمل زدم رژقهوه ایمو برداشتم رولبم کشیدم این رژمو خیلی دوست داشتم خیلی به لبم میومد کیف و گوشیمو برداشتم

کادو یی که برای آراد خریده بودم گذاشتم تو کیفم و رفتم پایین

بچه ها دعا کنین کارم خوب پیش بره

هردوهمزمان گفتن:انشالله عزیزم

داشتم به سمت درمیرفتم که فاطی گفت:

بیا یه چیزی بخوربعدبرو

نه دستت دردنکنه نمیخام روزاولی دیربرسم

خم شدم کفشامو پام کردم تا بلندشدم دیدم فاطی بالاسرمه و لقمه تودستشه

فاطی:بیا عزیزم اینو توراه بخور ضعف نکنی

دستت دردنکنه.

...صورتشو ماچ کردم دویدم سمت ماشین سوارشدم و پاموروگازفشاردادم پنج دقیقه ای رسیدم ماشینو پارک کردم و زنگ دروفشاردادم و دربازشد.

رفتم تو که بابای آراد و دیدم لباس پوشیده وایساده

سلام

_سلام خانوم بفرمایید

...نشستم رومبل و روکردم به مرده گفتم:اتاق آراد کجاست

_ازاین پله ها برین بالا دست چپ اتاقشه

پس من برم پیشش

_بفرمایید منم میرم سرکار

بسلامت خداحافظ

..ازپله ها رفتم بالا درزدم جواب نداد دراتاقو بازکردم رفتم تو تواتاقو نگاه کردم کسی نبود

صداش کردم :آقاپسرخوشگل کجایی

یهو دیدم یه پسر خوشگل اخمو امد جلوم وایساد با اخم گفت:به من نگو خوشگل

..اوه چه بلبل زبون بوداصن به سنش نمیخورد اینجورحرف زدن

روزانوم نشستم گفتم:سلام برپسراخمو من اسمم تیناس تو اسمت چیه

..جوابمو نداد میدونستم کارم سخته ازکیفم ماشینو کتابارو درآوردم و به سمت آراد گرفتم

آقا پسر بیا اینا روببین خوشت میاد

آراد:نمیخام خودم دارم

ورفت روتختش نشست.

صندلی میزکامیپوترشو برداشتم گذاشتم کنارتختش ونشستم گفتم:پسرخوب اگه باهم دوست بشیم بعدا ازبابات اجازه میگیرم میبرمت پارک ورستوران دوست داری.

آخه شنیده بودم این بچه هیچ جانمیره .

...جوابمو ندادولی ازقیافش معلوم بود خوشش امده روبهش گفتم:قبلشم میریم سینما خوبه

یهو با ذوق گفت:راست میگی

آره عزیزم قول قول

..بعد دستمو سمتش گرفتم وگفتم: حالا میای باهم دوست بشیم

...دستمو نگاه کرد و یکم بعد دستشو تودستم گذاشت.

romangram.com | @romangraam