#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_214


_خانوم شما نباید بگین که ما پیگیری میکنیم فقط اینوبگم که یه سری ازهمسایه ها شنیدن ودیدن آقای صولتی مقتول وزده وتهدیدش کرده که میکشتش ودقیقا فردای اون روز کشته میشه همچی برعلیه آقای صولتیه الانم برین خبرتون میکنیم تینا:باگریه زدم بیرون چقدبدبختم هق

ازوقتی که ازکلانتری زدم بیرون توپست کوچه ها راه میرفتم وگریه میکردم

اسپیکرمو روشن کردم و آهنگ گوش میدادم

گوشیم توکیفم بود ونگاشم نکردم

هوا تاریک شده بود

ترس برم داشت.

پا تندکردم به سرعت قدم برمیداشتم که برم خونه

حس کردم یکی پشت سرم داره میاد

گریه ام داشت درمیومد.

هیچکسم نبود که ازش کمک بخابم پرنده هم پرنمیزد.

گوشیمو ازکیفم درآوردم میخاستم زنگ بزنم آرتا

اما با دیدن گوشیم که خاموش شده بود آه کشیدم

اه لعنتی.

کیفمو روشونم جابه جا کردم ودویدم

حس میکردم با دویدن من اون کسی که پشتمه اونم داشت میدوید

قلبم داشت تند تند میزد

نفس نفس میزدم ولی یه لحظه هم واینسادم و سرعتمو تا میتونستم بیشتر کردم

زیرلب با خودم گفتم:تومیتونی تینا تو قهرمانی بدو

با این حرفم انگار سرعتم بیشتر شد زیرلب خداروصدا میزدم

تا به خیابان اصلی رسیدم با دیدن ماشینا خوشحال شدم.

دستمو جلوی ماشینا تکون میدادم که نگه دارن بیشعورا فقط بوق میزدن

یه ماشین جلوم وایساد سریع سوارشدم واصن نگاه نکردم که کی هست

فقط آدرسو بهش گفتم.

ازپنجره داشتم بیرونونگاه میکردم نمیدونستم کجاییم انگار یارو داشت اشتباه میرفت

روکردم سمتش تازه دیدم یه پسرجوون داره رانندگی میکنه

اوه خاک توسرم

گفتم:آقا مثل اینکه اشتباه دارین میرینا

راننده:......

آقا باشمام

راننده:.......

لالی

راننده:......

تینا:>داشتم سکته میکردم

تویه لحظه پریدم جلو با مشت خابوندم تو صورتش معلوم بود شکه شده یهو زد روترمز

مردک بی خاصیت

romangram.com | @romangraam