#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_184


من نمیفهمم من به آدم هوس بازفکر نمیکنم چطور روت میشه بیای اینجا حرف ازدوست داشتن بزنی وقتی میدونم چجور ادمی هستی باخیلی ازدخترا دوستی ودیدم خجالت نمیکشی

برو پی کارت تا به جرم مزاحمت ندادمت دست پلیس

سعید:ببین برای من خیلی راحته که همین الان کاری کنم جواب مثبت بدی

خانوم وکیل چیه اگ اذیتت کنم میبریم دادگاه

با تعجب گفتم:وکیل_چی داری میگی

سعید:فکرکردی نمیفهم یعنی خرم که حرفتو باورکنم من انقدپرس جوکردم تا فهمیدم ولی عاشقت شدم

...من دیگه داشتم گیج میشدم این چی میگه یه لحظه یاد گذشته افتادم یه صحنه ای امدجلو چشمم

که با سعید قرارگذاشتم دوست زینب بود زینب دخترخاله ساده من که گول حرفاشو خورده بود منم نقش وکیل و بازی کردم رفتم ترسوندمش تا زینبو ول کنه ولی اخه این چه ربطی به اون داره اینا فقط اسماشون شبیه همن

درست حرف بزن بیینم چی میگی

رفتم به بچه ها گفتم :شما برین خونه کارم تموم شه منم میام

نمیخای حرف بزنی باتوام

سعید:اینجا نمیشه بریم یه جای دیگ حرف بزنیم

سوارشو

نشست تو ماشین اونم جلو پسره قزمیت

راه افتادم رفیتم سمت پارکی که نزدیک خونمون بود

نشستیم رو یکی ازصندلی ها

بگومیشنوم

سعید:من همون سعیدم با زینب بودم یادته

زینب و ازکجا میشناسی دروغ تحویلم نده پامیشم میرما

سعید:باورت نمیشه من سعیدم

نه چون باهم فرق دارین توسعید وزینب و ازکجا میشناسی

سعید:میخام یه داستانیو بگم گوش کن

من یه جایی کارمیکردم که اونجا آتیش گرفت ازشانس بدم منم همونجا بودم وتوآتیش داشتم میسوختم

که امدن نجاتم دادن و بردنم بیمارستان ازاون روز من یه ادم دیگه شدم یه ادم گوش گیر نمیتونستم خودمو توآینه نگاه کنم

حتی بیرونم نمیرفتم

تااینکه گفتن عمل کنی امکانش هست خوب شی

دکترمیگفت خیلی بدسوختم شاید نشه با یه عمل درستش کرد

خیلی دکتر رفتم عمل کردم شدم اینی که کنارته

..توشوک بودم فقط داشتم به حرفاش فکرمیکردم این چی گفت

سعید:آره تینا من همون سعیدم که نقش بازی کردی ک بترسونیش حالا اومدم تا مال من شی چون عاشقت شدم

ازشوک امدم بیرون بلندشدم گفتم:خفه شو دست ازسرم بردار اول دخترخالم بود حالا نوبت منه واقعا تا کی میخای ادامه بدی

سعید:تا وقتی که کنارم باشی

...داشتم از عصبانیت منفجرمیشدم کم مونده بود سکته کنم

من نمیخامت برو گمشو چیه امدی اون بلاهایی که سرزینب میاوردی سرمنم بیاری

نبودی ازدستت راحت بودیم برو دیگه نبینمت

romangram.com | @romangraam