#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_105


آریا:کجا

میریم برقصیم

آریا :دیگ چی ما بخاطر چیز دیگ اومدیم یادتون رفته

نه نرفته واسه همین هم میریم ایش

بدون اینکه محل کنم سه تایی رفتیم رقصیدن

دیدم پسرا امدن سمتمون آریا اومد پیشم شروع کرد به رقصیدن چقد قشنگ و مردونه میرقصید

آریا درگوشم گفت:خجالت نمیکشین تنها میاین اونوقت میرقصین

درگوشش گفتم مگ واقعا شوهرمنی من نباید بهت توضیح بدما تازشم آقای باهوش اگه نمیومدیم اینجا چیزی دستگیرمون نمیشد

آریا:چی اونوقت دستگیرتون شد

بریم بشینیم تا بگم چی شد

همه رفتیم نشستیم

من شنیدم که اون مرده هست کت و شلوار مشکیه داشت درمورد مواد اینا حرف میزد مثل اینکه امشب چندنفر میان اینجا ازاین خرپولا وادمای کثیف هم برای مواد هم درمورد قاچاق انسان حرف بزن

آریا:خب خوبه ممنون

میدونم خب هرکارکنم عالیه خواهش میکنم

پسرا داشتن میخندیدن آریا هنگ کرد ایش قزمیت

داشتم با مری اینا حرف میزدم ولی حواسم جاهایی دیگ بود که ببینم چخبره

دیدم همه بلندشدن دارن سلا م میگن مگ کیه امده

سرمو بلند کردم دیدم یه ادم چاق وکچل اه چقد زشته

من اصن ازجام بلندنشدم انگار مثلا کیه ایش..

دیدم مرده رفت سمت آرشام نشستن باهم حرف زدن

بچه ها فک کنم این مرده همونه که بهتون گفتم قراره بیادا

آریا:مطئمنی

هم قیافش به این کارا میخوره هم رفت سمت آرشام بعدش دیدین چقد بهش احترام میزاشتن معلومه ازاون کله گنده هاست

آرتین:آره شاید باشه شایدم نه یکم صبرکنین باید بفهمیم و خبربدیم به سرهنگ

...راستی یه چیزدیگ اون روز که پیش

سزهنگ رفته بودیم مجبور بودم یه جور

مامان اینارو بپیچونم وقتی دیدن من

درس دارم امتحان اینارو بهونه کردم پاشدن رفتن پیچاره ها

بازم اون پسره دختر باز همش زنگ میزنه باید حتما به آرتا بگم اینجورنمیشه دارم اذیت میشم

رفته بودم توفکر

ازفکراومدم بیرون

دسشویی داشتم رفتم بالا تویه راهرو دسشویی بود کار مربوطه را انجام دادم

اومدم بیرون یه صدایی شنیدم

رفتم سمت اتاق پشت دروایسادم گوشمو چسبوندم به در

_مسعود باید فردا دخترا رو بیاریم قیمت بزاریم روشون دیگ چقد اینجا بمونن بخورن بخابن باید بفروشیمشون

romangram.com | @romangraam