#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_289




بی هوا پرسیدم_چرا شما و داداشتون انقد تفاوت رفتاری دارید؟؟





آب دهنش قورت داد و دستش رو پس کشید_میشه دیگه به من دست نزنید؟؟





ابروهام با شیطونی بالا بردم_نه





به راهش ادامه داد که با دو قدم بلند دوباره باهاش همراه شدم_جوابمو ندادید؟؟





بدون اینکه به سمتم برگرده_هرکس یه اخلاقی داره





_درسته ولی شما دوقلو هستید باید مثل هم باشید..





نفسش بیرون داد_چیزی درمورد دوقلوهای ناهمسان نشنیدید؟؟





ابروهام بالا بردم_نوچ اخه شما ناهمسان نیستید

شکلتون دقیقا کپی همه

نگاه کوتاهی بهم انداخت

معلوم بود دلش نمیخواد جواب بده

مرتضی_ ناهمسانی که فقط به تفاوت شکل و قیافه نیست از نظر اخلاقی ناهمسانیم ..





رو به روی مغازه بزرگی ایستاد_رسیدیم





نگاهی به مغازه انداختم و با دیدن ...

با دیدن داخل مغازه چشمام گرد شد

مغازه نبود که برای خودش یه پاساژ بزرگ بود

پر از لباس خواب و کیف و کفش و حتی لباس زیر...





جلوی در خشکم زده بود

دمشون گرم عجب جای خفنی بودا





با صدای مرتضی نگاه هاج و واجم از مغاژه گرفتم_چته؟؟





به سمتش برگشتم

با دیدن مصطفی دهن نیم بازم بسته_هیچی..





اشاره به در ورودی کرد_برو داخل..





سری تکون دادم و وارد شدم

مصطفی و مرتضی پشت سرم اومدن





که یهو یه دختر ریز میزه مثل جن پرید جلوی پای پسرا _سلام خوبین..اقا مصطفی..





مرتضی سرش پایین انداخت و اخم کرد_ من مرتضی هستم





دختز سریع چرخید سمت مصطفی

که

مصطفی بیخیال از جلوش رد شد و اشاره ای به من کرد_بیا با کارت آشنات کنم





لبخندی روی لبم نشست

این یعنی منو میخواد





خوشحال با دو خودم بهش رسوندم

که رو به روی زنی ایستاد_ایشون خانوم موسوی هستن مسئول بخش کیف و کفش





با لبخند سری تکون دادم که خندید_سلام عزیزم





مصطفی به راه افتاد_اینجا قسمت لباس زیراس





این قسمت با بقیه جاها فرق داشت و کمی تاریک تر از قسمت های دیگه مغازه بود





ولی درکل خیلی شیک و زیبا دیزاین شده بود





با حرف مصطفی چشمام گرد شد_تو ازاین به بعد اینجا کارمیکنی..





به سمتش چرخیدم که ابروهاش بالا برد_درضمن فروش لباس زیر های مردونه هم اینجا انجام میشه

بهتره با مشتریا مردمون به خوبی رفتار کنی





متفجب گفتم_ها؟؟





عقب گرد کرد_بقیه قسمت هارو هم خودت کم‌کم آشنا میشی بهتزه الان بری سر کارت

یه مشتری ویژه داریم امروز اصلا دوست ندارم جای کار بلنگه





ازم دور شد

romangram.com | @romangram_com