#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_250






مشغول خوردن شدم

من برخلاف نیلو عاشق زبون و سیرابی گوسفند بینوا بودم...

بقیه اجزای کله رو دوست نداشتم..

و به قول نیلو چندشم میشد بخورم





بعد از کمک به نرگس جون برای جمع کردن وسایل از خونه بیرون زدم و جلوی واحد ایستادم و زنگ فشردم





و نیلو در باز کرد





رنگش پریده بود

متعجب گفتم_بابا تموم شد کله پاچه خوردم رفت





دستش روی کمرش گذاشت_بخاطر کله پاچه نیست

فکر کنم بخاطر استرس زیاد تاریخ عادت ماهیانه ام بهم ریخت..





لباس هاشو روی مبل ریخت_بیا حاضر شو بریم ...دیر میشه...





به سمتش رفتم_برات چای نبات بیارم؟؟





مانتوش پوشید_نه..لازم نیس





دوتایی حاضر اماده از خونه خارج شدیم و به سمت خونه آرین رفتیم





جلوی در حیاط ایستادم_تو اول برو حالت خوب نیس ..من یواشکی میام





نیلو همینطور دست به کمر به سمت در رفت

و زنگ فشرد





وارد حیاط شد...





*نیلو*





از درد دلم‌میخواست بشینم گر یه کنم





هنوز دستم به دستگیره در نرسیده بود که در خونه یهویی باز شد و چهره عصبی آرین جلوم ظاهر شد





صورتش از عصبانیت قرمز شده بود

و متعجب گفتم_چیزی...





که با سیلی محکمش صدام توی گلوم خفه شد





دستم روی صورتم گذاشتم

از شدت ضربه یه طرف صورتم بی حس شد

اشک توی چشمام جمع شده بود





داد کشید_معلوم هست از دیشب کدوم گوری رفتی؟؟

همه جارو دنبالت گشتم

نباید یه خبر بدی؟؟





صدای ک میلرزید لب زدم _اما من یادداشت ...

رو یخچال..

نمیتونستم جمله هام کامل کنم

قطره اشکی از چشمم پایین چکید که آرین متعجب زل زد به اشکام





هه شاید فکر میکرد چرا باید گریه کنم

به شدت پسش زدم و با قدم های بلند به سمت اتاقم رفتم

و به محض ورودم زدم زیر گریه

صدای هق هقم بلند شده بود

و روی زمین نشسته بودم و زانوهام بغل کرده بودم و اشکام یکی پس از دیگری روی زمین میریخت





تقه ای به در خورد و باز شد..

در باز شد

سرم برای دیدن شخصی که وارد شده بالا نیاوردم





درد دلم و درد جای سیلی آرین باعث شده بود

با صدای بلند گریه کنم





توحال خودم بودم که کسی بغلم کرد

ترسیده خودم عقب کشیدم که با دیدن نیلا





خودم دوباره پرت کردم توی بغلش_دیدی اون منو زد؟؟





اصلا به چه جراتی دست روی من بلند کرد

پسره عوضی فکر کرده کیه؟

دوروز بهش خندیدم فکر کرده خبریه ؟؟

romangram.com | @romangram_com