#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_248


نیلو خندید_داشتم میومدم داخل دیدم مرتضی داره سرخ و سفید میشه گفتم یکم اذیتش کنیم

اذیت خونش بیاد بالا





خندیدم_وای قیافشو باید میدیدی ...

خیلی حال کردم دمت گرم





اشاره ب من کرد_

حالا چرا لخت شدی؟؟!





خودم روی مبل انداختم_خدایی هیچجا خونه آدم نمیشه





پوسیدم اونجا همش یا زیر تخت یا تو کمد اه اه





سری تکون داد_از دست تو





به سمت اتاق خواب رفت

و با تشک و بالشت بیرون اومد و وسط پذیرایی پهن کرد_بیا بخواب که فردا صبح زود باید بریم خونه آرین





خودم پرت کردم رو تشک _بیخیال میریم حالا...

لباسش دراورد و کنارم خوابید_ممکنه نگران بشه..‌زودتربریم بهتره





چپ چپ نگاهش کردم_توام منو کشتی با آرین





خندید_ازین به بعد بگو آقا آرین





با دست زدم به پیشونیش_ببند خانوم فرش فروش





خندید_هوی فامیل شوهر منو درست تلفظ کن





به پهلو پشت بهش درار کشیدم و اداش دراوردم_برو بابا

****

صبح با صدای کوبیده شدن در چشمام بزور باز کردم

اه در از جاش کند

لگدی به نیلو زدم_هوی پاشو در باز کن





و خودم پتو رو برداشتم و پشت مبل دراز کشیدم تا به بقیه خوابم برسم





نیلو غرغر کنان از جاش بلند شد_میمردی یه بار تو در باز کنی؟؟





هیچی نگفتم و خودم پشت مبل مچاله کردم





که صدای نرگس جون به گوشم خورد_سلام مادر..کجا بودی این همه مدت





نیلو_سلام نرگس جون..کار جدید پیدا کردم

تمام وقته نمیتونم برگردم خونه زیاد





نرگس جون_پوست و استخون شدی ..بمیرم برات که تو جونی باید انقد کار کنی..

بیا بیا بریم خونه صبحونه کله پاچه بار گذاشتم بخور جون بگیری





با شنیدن اسم کله پاچه چشمام گرد شد

نیلو به شدت به کله باچه حساس بود





ریز خندیدم الان میبرش بزور به خوردش میده





یه شکم سیر بهش میخندم





نیلو_نه نه ممنون من سیرم





سرکی کشیدم

نرگس جون دو دستی چسبیده بو به نیلو و میکشیدش سمت خونه

نرگس جون_تعارف نداشتیم که..بیا بریم





نیلو_نمیخوام بخدا..حساسیت دارم بهش اصن





ولی نرگس جون اصلا حرفای نیلو گوش نمیداد و همینجوری به سمت واحد کشیدش...





*نیلو**

نرگس جون بی توجه به حرفام منو به سمت خونه کشید





و وارد آشپزخونه شدیم

مرتضی بیخیال مشغول خوردن کله پاچه بود





با دیدن تیکه از سیرابی که توی دهنش گذاشت

مو به تنم سیخ شد

romangram.com | @romangram_com