#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_239
خندید و دستبند رو از دستم بیرون کشید_مگه نگفتی بیام دستبند ازت بگیرم؟؟!
نگاهی بهش انداخت_کلیدش خوشکل تره ها
مات و مبهوت جلوی در دستشویی خشکم زده بود
آرین لپم کشید_مرسی ..
من باید برم اداره
شب میام .. مواظب خودت باش ..
فعلا خودافظ
و عقب گرد کرد و رفت
کم کم داشتم متوجه میشدم چی شده...
عصبی در اتاق باز کردم
و غریدم_نیلو بیا بیرون..
دستم مشت کرده بودم
دستبند خوشکلم دستی دستی تقدیم اون پسره زشت کرده بودم
کف اتاق مثل بچه ها ولو شدم و نالیدم_من دستبندم میخوام..
نیلو مثل گربه شرک از زیر تخت بیرون اومد و دستبند خودش به سمتم گرفت_بیا این مال تو..
نق زدم_نمیخوام...چرا من نباید یه چیزی واس خودم داشته باشم..
نیلو_حرص نخور نیلا یکی دیگه میخریم باز...
چپ چپ نگاهش کردم_که باز با نقشه قبلی بدی آرین؟؟
خندید_ باور کن مجبور بودم دیدی گیر داده بود
اخم کردم_هرکی به هرچی گیر بده بهش میدی؟؟
ابروهاش بالا برد_من ندادم که تو دادی
کنارم نشست_قربون خواهری خودم برم
ریز نگاهش کردم_خر خودتیا؟!
خندید
_آرین رفت بیرون تا شب خونه در اختیار خودمونه..
نیلو جیغی کشید_ایول ..بریم فیلم ببینیم؟؟دوتایی؟؟
از روی زمین بلند شدم_بزن بریم
هردو از اتاق خارج شدیم
محض احتیاط در خونه رو قفل کردم
و پرده ها رو کشیدیم
نیلو فیلمی رو توی دستگاه گذاشت_با ترسناک چطوری؟؟
اخم کردم_میدونی ازینکه دل و روده همو بریزن بیرون چندشم میشه..
اه
روی مبل نشست و دستم رو کشید
.هرجا دل و روده ریخت بیرون تو چشات ببند
به اجبار کنارش نشستم و تی وی روشن کرد
و همون اول بسم الله
یه سر بریده روی زمین قل میخورد
اوق زدم_اینجوری که بوش میاد من بخوابم از اول تا اخرش بهتره!!
با صدای جیغ زنی داخل تلویزیون جا خوردم_وای ننه
از روی مبل بلند شدم _ترجیح میدم به فکر شام باشم تا زهره ترک شدن جلوی تلویزیون
نیلو خندید_اخجون من هوس پیتزا کردم
دستم به کمرم زدم _خوشم باشه..به من چه برو درست کن..
خودش مظلوم کرد_پیتزایی ک تو درست میکنی عالی تره..
romangram.com | @romangram_com