#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_226
سینان_اخرین بار یادمه خودم قفلش کردم
خودم بیشتر زیر تخت کشیدم
که یه جفت کفش ورنی براق به سمت تخت اومد روش نشست
که صدای قژ قژ ضعیف تخت بلند شد_مدارک جاشون امنه؟؟
رادمهر_جای گذاشتم که عقل جن هم بهش نمیرسه..
سینان_باید هرچه زودتر دخترا رو تحویل بدیم
بودنشون بیشتر ازین ممکنه دردسر درست کنه
رادمهر_ولی هنوز اماده نیستن..
سینان_نمیدونی با چه دردسری اون بچه پلیس فضول رو پیچوندم
مطمئنم یه فکرای تو سرشه..باید سر به نیستش کنیم
تقه ای به در اتاق خورد
و خدمتکار وارد شد_قربان مهمان ویژه امشب رسیدن..
رادمهر_الان میایم...
بعد از خروج خدمتکار
سینان از روی تخت بلند شد_فلش کجا گذاشتی؟؟
رادمهر_اینجاست..
صدای کشیده شدن کشویی به گوشم خورد
من مطمئن بودم همه کشو ها رو گشتم
خودم کمی به سمت لبه تخت کشیدم تا بتونم ببینم کجا فلش قایم کرده...
ولی از ترس اینکه دیده بشم نمیتونستم کامل ببینم...
فقط میتونستم ببینم که جلوی کمد ایستادن ..
رادمهر_بهتره همینجا باشه..اگه محموله ثبت شد
میام فلش برمیداریم
الان جا به جاش نکنیم بهتره اینجا جاش امنه...
تقه ای دیگه به در خورد
که هردو از اتاق خارج شدن
کمی مکث کردم و بعد از زیر تخت بلند شدم
نگاهی به کمد انداختم
اینجا که جز دوتا در کشوی دیگه ای نبود...
دستم روی کمد کشیدم
که در اتاق یک آن باز شد
با چشمای که نزدیک بود از ترس و تعجب از حدقه بیرون بزنه زل زدم به در
که احسان پرید تو اتاق
_داری چه غلطی میکنی دوساعته؟؟
تای ابروم بالا رفت و اخم کردم _اهل کردن نیستم..
با دو قدم بلند به سمتم اومد چنگی به یقه لباسم زد_اگه تو اهلش نیستی من خیلی خوب اهلشم میخوای نشونت بدم؟؟
از چشماش خون میچکید
ترسیده آی دهنم قورت دادم
که یقه لباسم ول کرد و چنگی به موهاش زد_باید برم
تا متوجه نبودنم نشدن..
سریع تر بیا پایین نیلا رو فرستادیم تو ماشین
لب زدم_ولی من هنوز پیداش نکردم
چپ چپ نگاهم کرد _ سریع تر پیداش کن
و تند از اتاق خارج شد
تاحالا انقد عصبی ندیده بودمش
romangram.com | @romangram_com