#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_215
باید ۳ ساعت دیگه اینو تحمل میکردم
اونم تو این موقعیت...
گرمای زیاد بدن به شدت روی اعصابم بود
دلممیخواست تمام لباسام بکنم
بندازم دور
هرچی خودم رو ازش دور میکردم ولی دوباره بخاطر نبودن جای کافی بهش میچسبیدم
احسان سرش روی شونه ام گذاشت ریز خندید_انقد ول نخور
با آرنج محکم توی شکمش کوبیدم
که صدای آخش توی گلوش خفه شد
زمزمه کردم_یه بار دیگه به من بچسبی همینجا خفت میکنم...
و دست به سینه سرجام نشستم
و سعی میکردم یه چیزای دیگه ای فکر کنم
تا یادم بره تو بغل یه پسر بیشعور اسیر شدم
ولی با مسخره بازی های احسان نمیتونستم وجودش نادیده بگیرم
نفسش با شیطنت کنار گوشم رها کرد
که لرزی به تنم نشست
چشمام از حرص بستم
تا عصبانیتم کار دستمون نده
ولی احسان بیخیال نمیشد و انگشت اشارش روی شکمم کشید
آرنجم خم کردم تا محکم بزنم بین پاش
و انتقام تمام این مسخره بازیاش بگیرم
که با یاد آوری چیزی که قرار بود بزنم لهش کنم
چندشم شد..
مجبور بودم آروم باشم تا سر فرصت ادمش کنم که...
که با صدای جیغ نیلو
بی حرکت ایستادم_حق نداری دست به موهام بزنی
چشمام ریز کردم و گوشم روی دیوار کمد گذاشتم
عرفان_باید واس اینکه گریمت کامل و بی نقص باشه موهاتو کوتاه کنیم
نیلو داد زد_عمرا ..این یکی رو دیگه نیستم...
موهام به جونم بسته است...حتی یه سانت هم اجازه نمیدم کوتاهشون کنید
چه برسه مدل مردونه بزنید...
عرفان عصبی غرید_بشین سرجات بذار کارش بکنه
تمام حواسم پیش نیلو بود
میدونستم کوتاه نمیاد و نمیذاره کسی دست به موهاش بزنه
از بچگی از موی کوتاه متنفر بود
برعکس من که موی بلند دوست نداشتم
چون نگه داری ازشون سخت بود
ولی بخاطر اینکه شبیه هم باشیم موهامون در حدی میزدیم که نه کوتاه باشه نه زیادی بلند...
*نیلو
گریم صورتم تموم شده بود
ولی حتی فرصت نکرده بودم ببینم قیافه ام چه شکلی شده
عرفان گیر داده بود موهام مردونه بزنم و
جیکوب دستش روی شونه ام گذاشته بود فشار میداد تا روی صندلی بی حرکت بشینم
ولی من به هیچ وجه حاضر نبودم موهای نازنینم رو کوتاه کنم
عرفان عصبی به سمتم اومد_یا با زبون خوش...
آرین بین حرفش پرید و اخمی کرد_عرفان بس کن ...
جیکوب بگو براش کلاه گیس بذاره...
سرم به نشونه موافقت تکون دادم_عرفان_ولی هیچی موی طبیعی نمیشه...
جیکوب که انگاری متوجه کلمه کلاه گیس شده بود
سرش تکون داد و
چیزی گفت
romangram.com | @romangram_com