#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_202
همین وجود دوقلوها رو کم داشتیم
نفس عمیقی کشیدم به اجبار لب زدم
_نه من مشکلی ندارم اتفاقا از شغل پلیسی هم خیلی خوشم میاد....
آرین تای ابروش بالا برد_اما نیلو ..
از روی مبل بلند شدم و بیحال به سمت اتاق رفتم_میرم استراحت کنم
که عرفان گفت_اخر هفته یه مهمونی بزرگ خونه سینان برگزار میشه
بهتره توام باشی..البته با چهره جدیدت...
با شنیدن اسم سینان خشکم زد به سمتشون چرخیدم_اما ...
احسان که انگار فهمیده بود میخوام چی بگم
بین حرفم پرید_نگران چیزی نباش ..همه کارا با ما...
سرم تکون دادم
مجبور بودیم به سازشون برقصیم...
بی حرف عقب گرد کرد
و به سمت اتاق رفتم
به محض ورودم
نیلو پرید جلوی پام_گند زدی رفت آره؟؟
بغ کرده سرم تکون دادم
نیلو_از قیافه اویزونت معلومه..حالا بگو چی شده؟؟؟
آهی کشیدم که
تقه ای به در خورد در باز شد
نیلو فقط تونست توی این فرصت کم خودش پشت. در قایم کنه...
احسان وارد اتاق شد
ولی هنوز پشتش به نیلو بود اونو نمیدید
...
پوزخندی زد_اون یکی قولت کجاست؟؟؟
نیلو بدون حرف در هل داد
و از پشت در بیرون اومد_اینجام...
احسان با چشمای ریز شده به عقب برگشت
که بلافاصله در دوباره باز شد و...
عرفان وارد اتاق شد
با دیدن من و نیلو لبخند شیطونی زد_به به نیمه پنهان ماه...
تای ابروش بالا انداخت_خدایی خیلی حرفه ای هستین که دونفره توی یه خونه یجای یه نفر زندگی کنید...
احسان_اگه دقت کنی تفاوت های دارن...
عرفان_درسته ولی واس ادمای ریز بین...
در عجبم چطور آرین هنوز نفهمیده دوتا هلو کنارش هستن...
اخمی روی پیشونیم نشست_منظورتون ازین حرفا چیه؟؟
عرفان در بهم زد و به سمت تخت رفت روش نشست_هیچی..فقط میخوایم کار نیمه تمومتون رو تموم کنید...
احسان_در عوضش ماهم به کسی نمیگیم پلیس مملکت رو گول زدین و...
پوزخندی زدم_پلیسی که شما دوتا نمونش باشید چی بشه؟؟!
احسان_قرار نیست همه پلیسا یه جور باشن..تنوع همه جا لازمه
مگه نه عرفان؟؟
نیلو ین حرفمون پرید_ما که داریم بهتون کمک میکنیم
احسان به دیوار تکیه داد_درسته ما و آرین در اصل هدفمون یکیه ولی
متعجب پرسیدم_ولی چی؟
احسان_اخر کار یه چیز دیگه هم میخوایم که فقط شما دوتا میتونید بهمون بدید
نیلو_چی؟؟
عرفان از روی تخت بلند شد و به سمت در رفت_بعدا میفهمین..
اخ هفته یه گریمور حرفه ای میاد برای گریم دوتاتون...
در باز کرد که سریع گفتم_ولی تو گفتی یک پسر
romangram.com | @romangram_com