#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_176
صدای پاهاش رو میشنیدم و تقلا کنان سعی می کردم جیغ بکشم.
چند لحظه گذشته بود که چیزی محکم توی سر رادمهر کوبیده شد و بی حال کنارم افتاد
سریع از زیر دست و پاش بیرون اومدم و..
نیلو رو دیدم که با بغض و چشم های اشکی نگاهم می کنه
اشک هام با شدت بیشتری شروع به باریدن کرد
دستم رو گرفت و کمک کرد بلند شم_زود باش باید قایم شدی
قبل از اینکه فرصت کنم تکون بخورم رادمهر ناله کرد
نیلو وحشت زده نگاهش کرد
به کمد اشاره کرد که سریع به سمتش رفتم
وارد کمد شدم
قلبم نزدیک بود از دهنم بزنه بیرون
دستم روی دهنم گذاشتم که نفس های صدا دارم بلند نشه
نمیدونستم نیلو داره چیکار میکنه
بعد از نیم ساعت
صدای آه و ناله مردونه ای به گوشم خورد
که
نفسم حبس شد
نیلو
وحشت زده به رادمهر خیره بودم و خدارو شکر می کردم نمرده
کارم خیلی خطرناک و از روی بی فکری بود
وقتی دیدم اونجوری به جون نیلا افتاده ذهنم فقط روی این تمرکز داشت که به جوری کنارش بزنم
اگر گلدون میشکست یا یه چیزیش می شد بدبخت می شدیم.
با دهن باز روی تخت افتاده بود و آب دهنش بیرون میریخت
گلدون رو که هنوز تو دستم بود آروم روی میز گذاشتم.
به اطرافم نگاه کردم
باید صحنه جوری درست میکردمکه
احتمال بده پاش به صندلی که همیشه پر از لباس بود گرفته و همه رو پخش زمین کرده
لباس ها روی زمین و صندلب انداختم
نفس عمیقی کشیدم
تا آروم بشم
که رادمهر خیلی ناگهانی
یکم ناله کرد.
نفسم رو حبس کردم و سر جام خشکم زد
منتظر حرکتی از طرفش بودم که سرش رو بلند کرد و گیج نگاهم کرد
نگاهم سمت کمد کشیده شد
دوباره سریع به رادمهر نگاه کردم
به سختی روی تخت نشست و با اخم نگاهم کرد
می ترسیدم یادش بیاد چی شده
وحشت زده نگاهش می کردم که گفت:
- چی شده؟
اونقدر هول کرده بودم که بی هوا گفتم:
- هیچی
ابروهاش بالا پرید:
- من چرا خوابیدم؟
نگاهم رو دزدیدم و من من کنان گفتم:
- چیزه...مست بودید...فکر کنم
پرید تو حرفم:
- یکم
تند تند سر تکون دادم:
- نه زیاد مست بودید
من داشتم اتاقو جمع می کردم که اومدین و فکر کنم خوابتون برد
دستش رو به پشت سرش کشید:
- سرم خیلی درد می کنه..
لبم رو گاز گرفتم و آروم گفتم:
romangram.com | @romangram_com