#دروغ_شیرین
#دروغ_شیرین_پارت_217

- چی شد بحثتون شد؟

- فکر میکنی چه موضوعی برای طناز خیلی جالبه؟

-دکتر مهرزاد؟

- آره.

- ای بابا این دختر یه سور به سیریش زده...

- ولش کن. نمیخوام دیگه در موردش فکر کنم.

وقتی رفتم بیرون از دیدن آرتام که توی راهرو وایستاده بود تعجب کردم. گلاره یه ذره ازمون فاصله گرفت تا راحت صحبت کنیم.

- سلام اینجا چی کار میکنی؟

موشکافانه نگاهم کرد و بدون اینکه جواب سلاممو بده پرسید:

- گریه کردی؟

- نه

- پس چشمات الکی قرمز شده؟

دستی به چشمام کشیدمو رومو برگردونم، گفتم:

-یه ذره سرم درد میکنه....فکر کنم قرمزیه چشام بخاطر همینه.

با دست صورتمو برگردوند طرف خودش و دقیق نگام کرد:

- چی شده؟

از حرکتش جلوی گلاره خجالت کشیدم و سرمو کشیدم عقب:


romangram.com | @romangraam