#دروغ_شیرین
#دروغ_شیرین_پارت_210

صدای آرتام مانع از ادامه ی صحبتم شد:

- مخصوصا به نقاشی و شعر...اینو از کتاب شعرایی که توی کتابخونت بود میشه فهمید...رنگ مورد علاقت باید طوسی و صورتی باشه چون زیاد ازشون استفاده میکنی....دختر درسخونی هستی...مسئولیت پذیر و کاری...زیادی مغروری ولی به موقع خیلی مهربونی...بهت میاد که روحیه ی کمک کردن داشته باشی...مودبی و به دیگران احترام میذاری....

با تعجب به حرفاش گوش میدام...همه رو درست گفته بود....گفتم:

- خیلی تیزی...

-ما اینیم دیگه...

- فکر کنم بخاطر تلاش زیادیه که برای بدست آوردن دل دخترا کردی.خیلی دقیق شدی.

- تو این که من آدم باهوشیم شکی نیست ولی فقط روی آدمایی که برام جالبن دقیق میشم.

- حلا این آدمای جالب چند نفری بودن؟

- شیطون.

- یه چیزی بهت میگم ولی قول بده جو گیر نشی...

ساکت بود تا ادامه بدم:

-تو واقعا خوش قیافه ایی...

- اونو که میدونستم...من خیلی دختر کشم.

- چه از خود راضی...خودتو یه ماچم بکن.

صدای خندشو شنیدم...بعد از چند لحظه گفت:

- ولی بنظر من تو خیلی جذابی....از اون دسته قیافه ها رو داری که آدم از دیدنش سیر نمیشه.

با شنیدن این حرفش خجالت کشیدم... گرمم شده بود، مطمئنم الان گونه هام قرمزه....ولی حس خیلی خوبی بود...یه لذت عجیب...هر کاری کردم نتونستم لبخندم و جمع کنم....باز خوبه که دراز کشیدم و قیافم و نمیبینه.


romangram.com | @romangraam