#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_302
ببخشید استپ...این جا اخر راهه؟ من مردم!
من مردم و این هارو می شنوم.
تند تند پلک زدم و لبش و روی پیشونیم گذاشت و پیشونیم و بوسید و زمان ایستادو این جا بهشته؟
-ف...فریاد!
سرش و بلند کرد و آروم گفت:
-هیس شو!
وقتی برای بار سوم بوسیده شدم قلبم وایستاد!
حتی بی قراری امنکرد اروم شد اروم اروم.
حالا عاشقانه بود.
این یکی بوسه نه به خاطر خفه کردن بود نه دلتنگی...فقط عاشقانه بود.
حاالا می دونستم دوسم داره.
می دونستم.
نگاهش کردم
یه قدم عقب برداشتم.
لبخند زدم و گفت:
-یه بار دیگه تاکید می کنم موهات رو پیچ دار و همین طوری طلایی دوست دارم.
و باز یه شیطون کوچولو تو وجودم چرخ خورد که حتما باید موهام رو لخت کنم و رنگ کنم!
خندیدم و اونم خندید و گفت:
-قرار بود امشب یه فیلم خیلی خوب بیاد تیزرش رو دیدم.تا تو پاپ کورن درست کنی می تونم دانلودش کنم.
این آتش بس بود!
چی کار می کردم؟
با اخم نگاهش کردم و گفتم:
-دیگه چی؟
خندید و نوک بینیم و کشید و یهو اخم کرد و گفت:
-اگه بگی از خونم برو بیرون یا حالا هر چیز دیگه ای...
یه قدمبه سمتم برداشت و نوک بینیش و به نوک بینیم چسبوند و نفسم گره خورد و صداش و شنیدم:
-قسم می خورم می ندازمت رو کولم می برمت یه جایی که دست هیچ کس بهت نرسه.اون وقت تا هر وقت دلم بخواد باهات فیلم می بینم.
داریم؟ تحدید از این قشنگ تر داریم! به خدا نداریم.
دلم ضعف رفت و اما اخمام و حفظ کردم و کنارش زدم و بلند و جدی داد زدم:
-زود تر دانلود کن.
صدای خندش و شنیدم و منم لبخند زدم.
فریاد رو کاناپه لم داده بود و با لپ تاپم داشت فیلمش و دانلود می کرد و منم با پاپ کورن ها درگیر بودم و نگاهش می کردم.
بهم نگاه کرد و گفت:
- فلش داری؟
نمک و ریختم تو قابلمه و گفتم:
- تو اتاق طبقه بالاست، روی پاتختیه.
برگشتم و دیدم در حال بالا رفتن از پله هاست.
romangram.com | @romangram_com