#دل_من_دل_تو_پارت_264

-جوابم رو بده ! د لعنتی چرا نمیفهمی داری با دم شیر بازی میکنی دختره ی احمق؟! تو هیچ میدونی من اعصابم بهم بریزه نمیفهمم دارم چی کار میکنم؟!

مغرور خودخواه نکبت! غرور و سردی توی چشماش بیداد می کرد اما این بار با دیدن چشمای نمناکم آروم تر گفت:

-منظورت از این حرف چی بود..؟

-منظوری نداشتم بزار برم.!

پوزخندی گوشه ی لبش نشست و یه تای ابروش رو داد بالا:

-یا خواهش کن که ولت کنم... یا جواب سوالم رو بده!

چشمام گرد شد:

-نه بابا! من! من و خواهش از تو، شتر در خواب بیند پنبه دانه!

محکم چونم رو گرفت و فشار داد هرم نفسای داغش به صورتم میخورد من رو از درون داغ می کرد. فاصله ی صورتش با صورتم همش اندازه ی یه بند انگشت بود گفتم:

-بزار برم. داری آزارم میدی.

-نزدیک بودن به یه مرد اینقدر آزارت میده؟!

-بیش تر از اون چیزی که فکرش رو بکنی! ولم کن بزار برم.

-جواب سوالم رو ندادی.

-تو چرا همش زورت به من میرسه؟!

پوزخندی گوشه ی لبش نشست:

-اشتباه نکن... من زورم به همه میرسه.! جوب سوالم؟!

-آقا من خانواده ندارم تموم شد؟! همین ندارم،ندارم، ندارم ! به جون خودم میخوام دنیا نباشه ندارم.

-اون رو که خودم هم میدونم. اما میخوام بدونم چرا نداری؟!


romangram.com | @romangram_com