#دل_من_دل_تو_پارت_199
-کاملا قانع شدم بانو! من رو هم به فرزندی قبول کن باشه؟
خندید :
-تو که دختر گل منی!
-قربونت برم بانو!
-بیا دخترم بیا یه چایی واسه آقا ببر شام که نمیخواد بخوره بازم حداقل این رو بخوره حالش جا بیاد!
سری تکون دادم و گفتم:
-با اینکه اصلا حوصلش رو ندارم چشم!
-راستی حقوقتم گذاشتم رو میزت آخر ماهها...
-باشه ممنون بانو!
رفتم سمت پلها و به طرف اتاق آدرین من نیازی به اون پولا نداشتم! پولی که از راه خلاف به دسـت بیاد خوردن نداره! رفتم سمت اتاقش و در زدم اما جواب نداد صدای آهنگ میـومد.. باز این رفت تو فاز؟! نکنه شکست عشقی خورده؟! در رو آروم باز کردم و دیدم تو تراس زیر بارونه... صدای آهنگ خیلی بلند بود و حضورم رو مشخص نمیکرد!:
" بزن بـارون – حمید عسگری"
بـزن بــارون. ببـار آروم...به روی پلکای خستم...
بزن بارون.. تو میدونی... هنوزم یاد اون هستم..
با اینکه رفت و پژمردم.. هزار بار از غمش مردم
ولی بازم... دوسش دارم... فکرش تنها نمیذارم
بزن بارون ببار آروم... به روی پلکای خستم...
دارم هر شب میــام از خونه بیرون هوای خونه سنگینـه
من هر شـعری که این روزا نوشتم از تو غمگیــنه..
romangram.com | @romangram_com