#چشمان_سرخ_آبی_پارت_191


- معنیش این نیست که اون بی گناهه ... اونا همشون دزدن. .

پیش از اینکه فرینز حرفی بزند ، آدریان و رزا به آنها نزدیک شدند. آدریان رو به روي فرینز زانو زد و به

چشمهایش زل زد و گفت:

- ما می دونیم که تو بیگناهی ... ما رو ببخش ...

اما رنگ از چهره فرینز پریده بود. آب دهانی قورت داد و با وحشت به آدریان نگاه می کرد. چشمانش گرد شده

بود و دستانش می لرزید. چند قدم به عقب برداشت. رزا به سمتش گام برداشت. فرینز چند قدم عقب تر رفت.

از شدت وحشت دندان هایش به هم می خورد. رزا زانو زد. فرینز دستان کوچکش را جلوي صورتش گرفت.

آیدن گفت:

- ازش فاصله بگیرید.

فرینز با ترس و لزر از بین انگشتانش به آنها نگریست. شلوار فرینز از شدت دلهره خیس شده بود. آیدن سري

تکان داد و گفت:

- برو فرینز ... کسی اینجا اذیتت نمی کنه ...

فرینز با تمام توانش و با نهایت سرعتی که گامهاي کوتاهش به او اجازه می داد ، دوید و در یک چشم به هم

زدن نا پدید شد.

آدریان کنار رودخانه ایستاد و به سایه اش درون آب خیره شد که جریان آب آن را می لرزاند. سري تکان داد و

زیر لب گفت:

- هیولا***

***

موجوداتی که از خون تکشاخ تغذیه می کنند ... مثل آدریان. این موجودات با این نام و ویژگی ها در malts *

romangram.com | @romangram_com