#چشمان_سرخ_آبی_پارت_187


آنها بد جنسند. بعضی از پري ها در تپه ها و برخی در زیر سنگهازندگی می کنند. حتی ممکن است برخی از آنها

در خانه ي انسان ها زندگی کنند ولی اکثرآنها در سرزمین پادشاهی خود یعنی سرزمین پریان زندگی می

کنند.در باره پري ها هم مساله فوق صدق می کند.

خدایی در اساطیر یونان ... به شکل انسان با شاخ و پاهاي بز ... ساتیر ها هم به همین شکل هستند. ***Pan

پن ها نوازندگان فوق العاده ماهري هستند و در برخی از افسانه ها با ساتیر ها که شهوتران هستنتد ، اشتباه

گرفته می شوند. گرچه شهوت از جمله صفات انها به حساب می آید ...

Fairy tale.....or Fairy land ****

***

چهره آدریان در هم رفت و در مسیر رودخانه حرکت کرد. رابرت رو یه رزا گفت:

- یالا بریم. . آیدن حتما گرسنشه ... بریم یه شکار گیر بیاریم.

رزا شانه اي بالا انداخت و رو به آیدن گفت:

- مراقب وسایل باش ...

آیدن با حالتی گیج و منگ سرش را تکان داد اما ذهنش هنوز درگیر حرفها آدریان و رزا بود. هر چه بیشتر

درباره خودش می فهمید بیشتر به این نتیجه می رسید که او یک هیولاست نه یک انسان. ذهنش چنان درگیر

بود که متوجه نشد چه وقت بقیه ترکش کرده اند.

لبه هاي شلوارش را بالا داد و روي تخته سنگ کنار رودخانه نشست. پاهایش را به آرامی میان آب گذاشت.

رودخانه زلال ، بیش از آنچه آیدن تصور می کرد خنک و آرامش بخش بود. گویی تمام اندوه ها و افکار

ناخوشایندو خستگی هایش با جریان آب به رودخانه می ریخت. فکرش از هر چه دغدغه بود رهایی می یافت.

لبخندي از ته قلب زد و نفسی عمیق کشید. به آسمان آبی خیره شد. اما آفتاب چشمش را می آزرد. از این

romangram.com | @romangram_com