#بغض_محیا_پارت_295

کی مریض هستی ؟!...

لبم را گاز گرفتم از دروغی که در دهانم چرخید...

- دو...

دوستشم دکتر...

سري تکان داد و به برگه کذایی خیره شد...

هرلحظه اخمش بیشتر در هم میرفت قلب منهم تندتر...

نگاهی به تلفن لرزانم کردم...

که نام امیرعباس رویش چشمک میزد...

صداي دکتر نگاهم را به صورتش کشاند...

انگار سختش بودحرف بزند...

- پلاك هاي روي مغز و نخاعش بی شمارن...

چند وقته این بیماري رو داره؟!...

مبهوت به دکتر نگاه کرد...

- من...

امروز شنیدم این مریضی رو داره...

لبم را گاز گرفتم...

از نگاه شماتت بار دکتر نمی دانم چرا خجالت کشیدم...

برگه يMRI را روي میز گذاشت...

- پلاك هاش قدیمی اند خیلی تعدادشون بالا رفته...

نمی دونم تا چه مرحله از درمان پیشرفته...

سري تکان داد...

اصلا درمانی انجام داده یا نه...

خانوادش کی میان باید ازشون سوال بپرسم...

به دکتر خیره شدم...

بی توجه به سوالی کن پرسیده بود؟...

- دکتر...

MSچی هست؟!...


romangram.com | @romangram_com