#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_225
رفتیم داخل آتلیه....
اتلیش جوری بود که پشتش باغ داشت.....
برای همیت هم نیاز نبود برای عکس تو باغ جا به جا شیم.....
اول عکس تکیا بود.....
برای اینکه کارمون زود تر تموم شه یه عکاس از من عکس مینداخت یکی دیگم همزمان از آرتی....
تعداد عکس تکی ها کم تر بود و زود تموم شد.....
نوبت به عکس های دونفره رسید.... اولین عکس اینطور بود که که من وایساده بودم آرتی هم پشتم و کمرم رو گرفته بود...
دستای منم دور گردنش بود از پشت و داشتیم به هم نگاه میکردیم....
بقیش هم مدل های دیگه ای داشت که حال ندارم تعریف کنم....
آخرین عکسمون که مورد منکراتی داشت اینطور بود :
پیشونی به پیشونی.....
قفل هم. ....
ل *ب تو ل *ب بود....
که سر همین هم کلی قرمز شدم و آرتیمان هم گفت :
جون گوجه دوست دارم....
جاش بود یکی بزنم تو سرش ها....
نیلوفر :
از آتلیه مستقیم رفتیم سمت تالار... باغ تالار بود اما زنونه مردونه جدا...
خو نمیشه که جلو اون همه نامحرم رقصید که....
وقتی رسیدیم خانوما کل کشیدن و آهنگ صداش رفت بالا و اصن وضعیتی بود...
خداوکیلی نمیدونستم اینقدرها مهمم.....
با لبخند رفتیم توی جایگاه و آماده شدم برای عقد نمادین....
چون ما که محرم بودیم.....
توی اتاق عقد سفره عقدم چیده شده بود..
تموم ظرف ها نقره بودن و توش چیز های مختلف بود....
که هرکدومم بخاطر چیزی بود.....
وقتی نشستیم عاقد اومد....
دختر روسرمون پارچه گرفته بودن و طناز هم قند میسابید....
با وکیلم اول عاقد طناز گفت :
عروس رفته گل بچینه....
عاقد :
برای بار دوم میپرسم.. آیا بنده وکیلم شما را به عقد داءم آقای آرتیمان راد دربیاورم؟
آتاناز :
عروس رفته گلاب بیاره.....
عاقد :
برای بار سوم میپرسم :
آیا بنده وکیلم شما را به عقد داءم آقای آرتیمان راد دربیاورم؟
منم با یاد خدا و گرفتن کمک ازش گفتم:
با اجازه تموم بزرگترا مجلس و خواهرم که نیست (نگین) بله...
کیلیلیلیلی
کیلیلیلیلی
کیلیلیلیلی
سوت
سوت
همه اومدن تبریک گفتن......
romangram.com | @romangraam